دستهای رسواگر!

تعرفه تبلیغات در سایت

وقتی توی یک موقعیت غیرعادی قرار می گیری و در عین حال  سعی میکنی خودت را خیلی عادی نشان بدهی و مدام بیخودی بخندی داری یکی از سخت ترین کارهای دنیا را انجام میدهی ...آنهم برای آدمی مثل من که لرزش دستهایش همیشه گواه آشکار و غیر قابل پنهان کردنی بوده، حتی اگر بتواند لرزش صدایش را پنهان کند...از سخت ترین کارهای دنیاست وقتی عرق سردی بر تنت بنشیند و توان نگاه کردن توی چشمهای کسی را نداشته باشی..و چون راه پیش و پس نداری که فرار کنی.. مجبور باشی ،خجالت،خشم، ناراحتی، دلهره،هیجان یا هرچیزی را پشت لبخند و سکوت وقت چای خوردن پنهان کنی اما ببینی که لرزش دستهایت شدیدتر از آن است که توان کنترل فنجان چای را داشته باشی اینجور وقتها که یاداوری کلمات و جملات مثل پتک توی سرت باشد و گیجت کند و تنت را بلرزاند ..اینجور وقتها که حتی چای از گلویت پایین نمیرود باز هم فکر می کنی این فقط چشمها نیستند که رسواگرند ،این وقتها بی خیال خوردن ادامه چای شدن برایت بهتر است.خیلی بهتر!

اینکه چند روز است اثراتش مانده بماند....

نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 5:27
برچسب‌ها :