کسی بیاید و گهواره را تکان بدهد*

تعرفه تبلیغات در سایت

خلاصه کلام : حسابی کم آورده ام!! شرحش میشود اینکه توی این 40 روزی که از برگشتنمان به خانه میگذرد منهای ان یک هفته ای که پدرو مادرم هم بودند اوضاع خانه حسابی به هم ریخته.خانم کوچولو به معنای واقعی کلمه "گریه کن" از آب در امده و دستم را حسابی توی پوست گردو گذاشته. کار کردن ،از پخت و پز و شست و شو بگیر تا  جمع و جور کردن و کلا هر چیزی با وجود بچه ای که مدام باید تکان بخورد تا بلکه بخوابد یا از خواب بیدار نشود و جیغ بنفش نکشد کاری بس دشوار شده!بیخوابی های شبانه هم انقدر هست که به گمانم چشمان پف کرده و سرخ شده ام از پشت همین نوشته ها هم نمایان باشد!هر کاری( تاکید میکنم هر کاری) عملا باید به بعد از بازگشت همسرخان (که میشود تقریبا در اکثر موارد نزدیک غروب!)موکول شود!تا او شیفت تکان دادن گهواره خانم کوچولو  یا خواباندنش روی پا را(در حالی که خودش زودتر میخوابد!) بر عهده بگیرد بلکه من به کارها برسم!و این همه به هم ریختگی اوضاع، حسابی مرا هم به هم ریخته!همین اول کاری و دو روز بعد از دو ماهگی خانوم کوچولو درخواست مرخصی چند روزه دارم به گونه ای که بشود دوروزش را کلا خوابید و بیدار نشد.مسئولین رسیدگی کنند لطفا!(-اشکهایش را پاک کرده،چشمان خویش را مالیده ،لنگ لنگان و با تنی کوفته جامه ها دریده و گریبان چاک کرده نعره زنان سر به کوه و بیابان می نهد!!)

+فکر میکنم باید روی گزینه هایی مثل تاب برقی یا نی نی لای لای فکر میکردیم!!

++نیمه پر لیوان:1.کمکهای شازده پسر فوق العاده است.اگر نبود واقعا نمیدانم باید چه میکردم!!2.همسرخان که به گمانم ذکر خیر خواب سنگینش قبلا بوده و اصولا توپ هم بیدارش نمیکرد بارها اواخر شب (دمدمه های صبح!!) به دادم رسیده و با یکی دوبار صدا زدن یا گریه خانم کوچولو به طرز شگفتی اوری بیدار شده!!!و نگهداری و توی بغل گرداندن خانم کوچولو را بر عهده گرفته.شگفتا!!! 

 

*می دانم که این شعر که یادم نیست کجا خوانده ام و مال چه کسی است هیچ ربطی به این مضمون نداشت ولی خب این مصرع به تنهایی و خارج از context مخلص کلام و فشرده پست بود!

نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 13:57
برچسب‌ها : بیاید,گهواره,