
در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «سختی کار!» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. که البته بعضی ها مثل همسرخان ما اعتقادی به این تلاش هم نداشته و کلا راحتند.خداوند اجرشان دهد با ابن همه سختی برای پدرشدن!!+از راه رفتن پنگوئن مانند خود بی اندازه خسته شده ایم!!...
ادامه مطلب
اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «ناگهان چقدر زود دیر می شود...» مطلع شوید، این گزارش مهمترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. واقعیت این است که به همین سادگی و کوتاهی است... یکهو به خودت می آیی که سالهاست از روزهای مدرسه گذشته است حتی اگر هنوز هم خاطره هایش تر و تازه باشند و دوستی هایش همانقدر صمیمی...حتی اگر هنوز هم با دیدن عقربه ها...
ادامه مطلب
در ادامه، هر آنچه باید درباره «کسی بیاید و گهواره را تکان بدهد*» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خلاصه کلام : حسابی کم آورده ام!! شرحش میشود اینکه توی این 40 روزی که از برگشتنمان به خانه میگذرد منهای ان یک هفته ای که پدرو مادرم هم بودند اوضاع خانه حسابی به هم ریخته.خانم کوچولو به معنای واقعی کلمه "گریه کن" از آب در ...
ادامه مطلب
این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «من بی می ناب زیستن نتوانم**» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. توی عروسی خواهر دوستم بود که خانم الف معاون دوست داشتنی مدرسه مان پرسید:"هنوز هم شعر مینویسی؟من خیلی بهشان علاقه داشتم".همیشه به نوشته هایم لطف داشت..با خنده از انجا که همسر خان را به واسطه مادرش میشناخت به ...
ادامه مطلب
اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» مطلع شوید، این گزارش مهمترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. کوچکتر که بودم هم مثل حالا در تشخیص سن آدمها ضعیف بودم. ادم بالای سی یا سی و پنج سال برای من به معنی کسی بود که در ظاهر دو یا حداقل یک بچه دارد!! و در باطن کسی که تکلیفش با خودش و زندگی اش معلوم است ...حالا خو...
ادامه مطلب
اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «بهاردلکش رسید و دل به جا نباشد...*» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خیلی دلم میخواست اولین پست سال نو پستی شاد باشد اصلا برای همین بود که چند بار امدم بنویسم و ننوشتم..اما چه کنم که حال دلم رو به راه نیست...از آن حال های متضاد و پارادوکس داری دارم که هم...
ادامه مطلب
در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «درد گنگ» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. نمیدانم چه میخواهم بگویمزبانم در دهان باز بسته استدر تنگ قفس باز است وافسوسکه بال مرغ آوازم شکسته استنمیدانم چه میخواهم بگویمغمی در استخوانم می گدازدخیال ناشناسی آشنا رنگگهی می سوزدم گه می نوازدپریشان سایه ای آشفته آهنگز مغزم می تراود گیج وگ...
ادامه مطلب
خیلی دلم میخواست اولین پست سال نو پستی شاد باشد اصلا برای همین بود که چند بار امدم بنویسم و ننوشتم..اما چه کنم که حال دلم رو به راه نیست...از آن حال های متضاد و پارادوکس داری دارم که هم انگار کلی حرف ...
ادامه مطلب
نمیدانم چه میخواهم بگویم زبانم در دهان باز بسته است در تنگ قفس باز است وافسوس که بال مرغ آوازم شکسته است نمیدانم چه میخواهم بگویم غمی در استخوانم می گدازد خیال ناشناسی آشنا رنگ گهی می سوزدم گه می نوا...
ادامه مطلب
توی عروسی خواهر دوستم بود که خانم الف معاون دوست داشتنی مدرسه مان پرسید:"هنوز هم شعر مینویسی؟من خیلی بهشان علاقه داشتم".همیشه به نوشته هایم لطف داشت..با خنده از انجا که همسر خان را به واسطه مادرش میشناخت به شوخی گفتم:"نه بابا دیگه همسرخان همه ی ذوق نوشتنم رو کور کرده!!" *از وقتی یادم می اید نوشتن و خواندن با من بوده و هست...این جزو جدانشدنی زندگی همیشه ارامم...
ادامه مطلب
کوچکتر که بودم هم مثل حالا در تشخیص سن آدمها ضعیف بودم. ادم بالای سی یا سی و پنج سال برای من به معنی کسی بود کهدر ظاهردو یا حداقل یک بچه دارد!! و در باطن کسی که تکلیفش با خودش و زندگی اش معلوم است ... حالا خودم در نخستین روزهای زمستان سی ساله شدم...در حالی که دوتا کوچولوی قد و نیم قد دارم اما آیا تکلیفم با زندگی ام معلوم است؟؟؟ خیلی چیزها انطور که میخواستم پیش نرفته...خیلی چیزها اصلا دست من نبوده و نیست انگار...خیلی چیزها فقط لطف محض خدایم بوده و بس...خیلی چیزها را دوست نداشته ام و ندارم...خیلی چیزها شیرینی اش زیر دندانم مانده..خاطره های تلخ و گزنده شبهای زیادی بی خواب و پر از کابوسم کرده...و خاطره های شیرین زیادی بی خواب تر و پر از حسرت و رویا با لبخندی روی لب...سی سال از زندگیم گذشت و به ع...
ادامه مطلب
خلاصه کلام : حسابی کم آورده ام!! شرحش میشود اینکه توی این 40 روزی که از برگشتنمان به خانه میگذرد منهای ان یک هفته ای که پدرو مادرم هم بودند اوضاع خانه حسابی به هم ریخته.خانم کوچولو به معنای واقعی کلمه "گریه کن" از آب در امده و دستم را حسابی توی پوست گردو گذاشته. کار کردن ،از پخت و پز و شست و شو بگیر تا جمع و جور کردن و کلا هر چیزی با وجود بچه ای که مدام باید تکان بخورد تا بلکه بخوابد یا از خواب ب...
ادامه مطلب
واقعیت این است که به همین سادگی و کوتاهی است... یکهو به خودت می آیی که سالهاست از روزهای مدرسه گذشته است حتی اگر هنوز هم خاطره هایش تر و تازه باشند و دوستی هایش همانقدر صمیمی...حتی اگر هنوز هم با دیدن عقربه ها روی 12:15 دقیقه یاد زنگ ماقبل آخر مدرسه بیفتی...حقیقت همین است گاهی تلخ است مثل از دست دادن دوستی از همان مدرسه..ناگهانی با یک تصادف،یک خبر...و آخرین بازدیدش از تلگرام و گروه مشترکتان برای...
ادامه مطلب
وقتی توی یک موقعیت غیرعادی قرار می گیری و در عین حال سعی میکنی خودت را خیلی عادی نشان بدهی و مدام بیخودی بخندی داری یکی از سخت ترین کارهای دنیا را انجام میدهی ...آنهم برای آدمی مثل من که لرزش دستهایش همیشه گواه آشکار و غیر قابل پنهان کردنی بوده، حتی اگر بتواند لرزش صدایش را پنهان کند...از سخت ترین ...
ادامه مطلب
معجزه ها همیشه هستند؛ گاهی کوچک ، گاهی بزرگ؛ گاهی پر سر و صدا ، گاهی آرام و بی صدا؛ معجزه می تواند انتظار نا امیدانه ی زنده پیدا شدن عزیزی باشد از زیر آوار و آتش و خون...می تواند شفای یک بیماری سخت باشد یا از خواب بیدار شدن و نفس کشیدن روزمره نا آگاهانه که آنقدر برایمان عادی شده که معجزه اش ندانیم....
ادامه مطلب
آیا از دست وسایل زیادی توی کمدهایتان خسته شده اید؟ آیا لباسهایی دارید که نه می پوشید و نه دور می اندازید؟ ما به شما "یک زن باردار توی چهار ماه اول" را پیشنهاد می کنیم-که البته باید ویار بدی داشته باشد-!! چرا؟ چون همه چیز از نظرشان بو میدهند!باور کنید دلم میخواست حتی لباسهای نویی که یک بار هم نپوشیده...
ادامه مطلب
دختر زمستان هم که باشم و هر چقدر هم عاشق پاییز، دلیل نمی شود که با بوی بهار مست نشوم...هر سال عطر بهار و نوازش آفتاب و صدای پرنده ها در این فصل مستم می کند مخصوصا امسال که کل پاییز و زمستان را با بد حالی بی صبرانه منتظر رسیدنش بودم..هر چند نیامده باشد آن تحولی که باید توی حالم باشد.. سال نویتان مبار...
ادامه مطلب
1.خوشی و سرمستی حاصل از رسیدن بهار توی پست "زکوی یار می اید نسیم..." خیلی طول نکشید.بعد از نوشتن ان پست بود که ظاهرا نسیم کوی یار زیادی وزید!!و سرما خوردم شدید!!منی که سال به سال سرما نمیخوردم سومین باری بود که توی ان هفت ماه سرما میخوردم که با رعایت نکردن پوشش کافی!بر اثر گرگرفتگی زیاد! و بستنی خور...
ادامه مطلب
شما به وجود اجنه و ارواح خبیث که در زندگی آدمها دخالت می کنند معتقدید؟؟ من هم نبودم اما....یک.توی سفر تفریحی یا کاری و..هستید.بین راه ،کنار بازار،در یک محیط گردشگری و...مجبور می شوید سری به سرویسهای بهداشتی!!بزنید.همه می دانیم که در اکثریت موارد با چه منظره ای رو به رو می شوید!اگر اوضاع مزاجتان هم مثل بنده خراب باشد که حالت تهوعش دم مشکش! است با سرفه ها و تلاش برای اینکه جلوی بالاآوردنتان را بگیرید اعلام ورود کرده و اگر اوضاع در حد قابل قبول بود! به سقف زل بزنید و حواستان را به زور پرت کنید و خود را سریع به در برسانید!دو.می روید کنار دریا،توی جنگل، گردنه ها و...
ادامه مطلب
آدمهای خودخواه در کنار آدمهای دورو جزو خطرناک ترین آدمهاهستند.کسانی که هر چیزی و هرکسی حول محور خودشان برایشان اهمیت پیدا می کنند.برای همین استکه هروقت نیاز داشتند هستند و هروقت نداشتند حتی اگر تو احتیاجی به انها داشته باشی نیستند.آدمهایی که حاضرند همه چیز و همه کس را فدای خودشان بکنند و اساسانظرات و احساسات و عواطف دیگران برایشان اهمیتی ندارد حتی اگر به غلط درمورد خودشان خلاف این فکر کنند .آدمهایی که در گفتار و رفتار نشان میدهند که حتی یک موضوع و اتفاق واحد تنها زمانی مهم است که برای آنها افتاده باشد...برای همین است که آدمهای خودخواه (چه از نوع ...
ادامه مطلب