
این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «من بی می ناب زیستن نتوانم**» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. توی عروسی خواهر دوستم بود که خانم الف معاون دوست داشتنی مدرسه مان پرسید:"هنوز هم شعر مینویسی؟من خیلی بهشان علاقه داشتم".همیشه به نوشته هایم لطف داشت..با خنده از انجا که همسر خان را به واسطه مادرش میشناخت به ...
ادامه مطلب
توی عروسی خواهر دوستم بود که خانم الف معاون دوست داشتنی مدرسه مان پرسید:"هنوز هم شعر مینویسی؟من خیلی بهشان علاقه داشتم".همیشه به نوشته هایم لطف داشت..با خنده از انجا که همسر خان را به واسطه مادرش میشناخت به شوخی گفتم:"نه بابا دیگه همسرخان همه ی ذوق نوشتنم رو کور کرده!!" *از وقتی یادم می اید نوشتن و خواندن با من بوده و هست...این جزو جدانشدنی زندگی همیشه ارامم...
ادامه مطلب
وقتی مدتها "آشنا" وقت نمی کند به وبلاگش سر بزند، وقتی فرصت کامنت گذاشتن برای کلی پست زیبای دوستانش را ندارد تا عاقبت همه شان از دهن بیفتند! وقتی حتی چند روز وقت نکرده خودش را توی آینه ببیند!تنها یک معنی دارد و آن : بازهم اسباب کشی است!!بعد ازیک ماه بهت زدگی و چهار ماه زندگی موقت توی مهمانسرا، دوباره بارو بنه مان را برداشتیم آمدیم. کجا؟ شهر قبلی!پست گرفتن ها و ترفیع های همسرخان درکنار موفقیت ها و به نوعی ثمره تلاشهایش را دیدن یک همچین اثاری هم دارد!یک سال و چند ماه قبل موقع ترک این شهر حتی یک لحظه هم به ذهنم خطور نمیکیرد دوباره ساکن این شهر شوم ! با خوبی یا بدی اش کاری ندارم (چرا که چیزی است که کسی جز خدا نمیداند) حرفم "احتمال" بازگشت بود که.... من را یاد دیالوگ شهرزاد انداخت که:"همیشه اونی ن...
ادامه مطلب